كايول
داره تو كارگاه واسه خودش تمرين سفالگري ميكنه كه ايجانگ كه براي سر زدن بهش اومده
وارد ميشه.كايول هم حسابي ذوق ميكنه.همين موقع چشم ايجانگ ميفته به اون نشاني كه
كايول از استادش قرض گرفته بود و با تغير به كايول ميگه اينو از كجا آوردي؟
كايول
هم ميگه مال استادمه.ايجانگ هم دوون دوون میره
كايول هم تازه دوزاريش ميفته كه استادش دوست دختر
سابق اي جانگ بوده و ناراحت ميشه
خواهر
جونپيو تو اتاقش نشسته و به عكس جووني هاي خودش نگاه ميكنه و حسرت گذشته رو ميخوره
.زماني كه جادوگر نذاشته بود با كسي كه دويت داره ازدواج كنه.و همين موقع ياد
جاندي ميفته و تصميم ميگيره بهش زنگ بزنه
جاندي
هم كه سرگردونه تصميم ميگيره بره مطب پدربزرگ بخوابه كه همين لحطه از خستگي بيهوش
ميشه و همين موقع موبايلش زنگ ميخوره و مردم موبايلو جواب ميدن . خلاصه ميبرنش
جاندي چشم كه باز ميكنه ميبينه خواهر جونپيو كنارشه.خواهر جون خيلي
ناراحته و به جاندي ميگه اگه من زنگ نزده بودم چي ميشد؟!!مگه نگفتم منو خواهر خودت
بدون؟تو تا هروقت كه بخواي ميتوني اينجا بموني
جاندي هم بهش ميگه من دوست ندارم مفت و مجاني
اينجا بمونم.من ئوست دارم در ازاي موندنم اينجا كار انجام بدم
خواهر
جون هم قبول ميكنه و براش يه دست لباس
خدمتكاري ميدوزه و ميگه بفرما!ميبرش پيش بقيه خدمتكارا و ميگه اين از خواهر به من
نزديكتره اگه خواسته كار كنه به ميل خودشه پس هواشو داشته باشيد.همين موقع
مادربزرگ(مادر بزرگ جونپيو و خواهرش ) كه مسئوليت خدمتكارا رو بر عهده داشته وارد
ميشه و ميگه اينا از تنبلي و اين حرفا خبري نيستا.بايد حسابي كار كني و خلاصه
مشعول آموزش به جاندي ميشه
موقع نهار ميشه و جاندي براي جونپيو كه بيخبر از همه
جا داشته روزنامه ميخونده غذا مياره.جونپيو هم كه اصا نگاهشو از رو روزنامه بر
نميداره.مادر بزرگ كه قضيه جاندي و حونپيو رو از خواهر جونپيو شنيده بود به جونپيو
ميگه كه اين خدمتكار جديد از اين به بعد خدمتكار شخصي توئه!جونپيو هم تازه چشمش
ميفته به جاندي و سابي تعجب ميكنه و البته ذوق زده هم ميشه
!!
جاندي هم هرچي به مادربزرگ اصرار ميكنه كه بهش يه
كار ديگه بده مادر بزرگ قبول نميكنه و ميگه همينه كه هست.جاندي هم ميره تو
اتاقش.همين موقع جونپيو با بيسيم بهش دستور ميده كه براش نودل درست كنه.جاندي هم
نودلو براش ميبره و به دستور جونپيو همونجا ميشينه.جونپيو كه غذاش تموم ميشه چشمش
ميفته به جاندي كه خوابش برده و روش پتو ميندازه و بهش نگاه ميكنه...
فردا صبح جاندي مياد ميبينه هيچ كدوم از خدمتكارا
نتونستن جونپيو رو بيدار كنن.ميره و با كتك بيدارش ميكنه!
بعدش ميره مطب و پدربزرگو ميبينه كه قلبش مدام درد
ميگيره.بهش ميگه تو نبايد تنها زندگي كني اخه.بعد كار با هم ميرن خونه جيهو و جاندي
نميذاره جيهو حرفي بزنه و مگه براي هردوتون بهتره كه با هم زندگي كين!و خلاصه و سايل
پدر بزرگو ميذاره تو يكي از اتاقا و ميره
شب
جاندي تو اتاقشه كه جونپيو تماس ميگيره و ميگه سريع بيا اتاق من.جاندي هم ميره و
ميبينه جونپيو فيلم گذاشته كه با هم ببينن.خلاصه فيلم شرو ميشه و از اونجايي كه
فيلم ترسناك بوده تو يه قسمت نا خودآگاه همديگه رو بغل ميكنن.
جاندي خجالت ميكشه و مياد كه بره كه يهو ميبينه
جاكيونگ داره مياد!!!خلاصه با جونپيو تصميم ميگيرن كه جاندي تو كمد قايم
بشه.جاكيونگ هم مياد و با خودش يه فيلم آورده كه با جونپيو ببينن.جونپيو هم وسط
فيلم خودشو به خواب ميزنه و جاكيونگ كه اوضاعو اينطور ميبينه ميذاره ميره
جونپيو هم سريع ميره سراغ جاندي ميبينه خوابش
برده.بغلش ميكنه و ميبرش تو اتاق خودش
جيهو كه از خواب بيدار ميشه ميبينه پدر بزرگ براش
صبحانه درست كرده.ما محل نميده و ميذاره پدربزرگ از سر ميز بلند بشه بعد ميره
غذاشو ميخوره.همين موقع جاندي مياد و ميگه ما هممون با هم بايد بريم سر كار!!!
تو مطب هم كه ميرن جيهو هم تو كارا به جاندي كمك
ميكنه و براي مريضا ساز ميزنه .موقع برگشتن هم جاندي جيهو و پدر بزرگو با هم راهي
خونه ميكنه
ای جانگ هم داره زمانی رو مرور میکنه که دوست دخترشو بعد مدت ها پيدا كرده دارن با هم
حرف ميزنن و از قديما ميگن.اما بازم اي جانگ زبونش نميچرخه كه به دوست دخترش بگه
دوستت دارم
كايول مياد دنبال ايجانگ.ايجانگ كه حالش خوب نيست
بهش ميگه گمشو بابا!كايول هم بهش ميگه باشه ميرم.اما قبلش بهت بگم كه خيلي آدم
حقيري هستي.من تو رو مظهر قدرت ميدونستم.اما تو حتي توان اينو نداشتي كه به دوست
دخترت بگي دوستش داري!!!!برات متاسفم.و نشون دوست دخترشو بهش میده واز اونجا ميره
فردا
صبح جاندي دوباره ميبينه كه هيچ كس نتونسته جونپيو رو بيدار كنه.ميره با داد و
بيداد بلندش كنه و پتو رو از روش ميكشه كه يهو ميفته تو بغل جونپيو.جونپيو هم ميگه
بذار پنج دقيقه تو اين حالت بمونيم.با اينكه تو بغلمي من هنوزم باور نميكنم!و يه
هم خيره ميشن.همين موقع جاكيونگ كه دنبال جونپيو اومده اون دوتا رو با هم ميبينه...
موضوع: خلاصه قسمت هاي پسران برتر از گل
نويسنده:
درباره كره اي كده
كره اي كده سعي مي كند به عنوان اولين وبلاگ رسمي در زمينه پخش سريال هاي متنوع و به روز كره اي و تا حد امكان با زيرنويس فارسي و بحث در مورد انها محيط مناسبي را براي شما دوستداران فرهنگ شيرين كره كه مناسبت زيادي با فرهنگ ايران دارد فراهم كند. اميدوارم از حضور در كره اي كده لذت ببريد.
كره اي كده سعي مي كند به عنوان اولين وبلاگ رسمي در زمينه پخش سريال هاي متنوع و به روز كره اي و تا حد امكان با زيرنويس فارسي و بحث در مورد انها محيط مناسبي را براي شما دوستداران فرهنگ شيرين كره كه مناسبت زيادي با فرهنگ ايران دارد فراهم كند. اميدوارم از حضور در كره اي كده لذت ببريد. ...:::به اولين وبلاگ فارسي زبان در مورد فيلم و سريال كره اي خوش آمديد:::...