تبليغاتX
كره اي كده

فهرست
آرشیو
صفحه اول
تماس با ما

موضوعات مطالب
معرفي سريالهاي كره اي (فروش)
دانلود فيلمهاي كره اي
دانلود سريالهاي كره اي
دانلود زيرنويس فارسي
ترجمه شده به فارسي
موسيقي تصوير كره اي
غذاهاي كره اي
خلاصه قسمت هاي "متشكرم"
خلاصه قسمت هاي هوانگ جين ئي
خلاصه قسمت هاي سه پدر و يك مادر
خلاصه قسمت هاي دختر پر رو
خلاصه قسمت هاي پسران برتر از گل
خلاصه قسمتهاي درخت بهشتي
خلاصه قسمت های سریال سودانگ
خلاصه قسمت هاي پشت برج سفيد
خلاصه قسمت هاي شرايط عشق
خلاصه قسمت های سریال جومونگ
خلاصه قسمت هاي امپراتور دريا
خلاصه قسمت هاي نامه عشق
سانسوريهاي امپراتور دريا
سانسوريهاي افسانه جومونگ
سانسوريهاي سريال متشكرم
سانسوريهاي پشت برج سفيد
رقص در آسمان
تو زيبايي
تو كي هستي؟
تصاوير بازيگران كره اي
والپيپر بازيگران كره اي
داستان غم انگيز عشق
پرنسس لولو
ملكه برفي
تصاوير هوانگ جين ئي
تصاوير لابيست
تصاوير سونگ ايل گوك
دائه جو يونگ
بادي گارد
9End2Outs
آتش بازي
تاجر پوسان
يي سان
امپراطوري بادها
عشق بد
ايلجيماي
شاه بزرگ خدايان
اخبار بازيگران كره اي
موسيقي هاي كره اي
ويروس بتهوون
فيلم هاي جانگ هيوك
فيلم هاي كوان سانگ وو
پرنسس جاميونگ گو

دانلودها
 دانلود جومانگ (نسخه اصلی)
دانلود امپراتور دریا (دوبله فارسی)
دانلود امپراتور دریا (نسخه اصلي)
دانلود زيرنويس فارسي امپراطور دريا
دانلود کلیپهای سانسوری
دانلود آهنگ لحظه هاي عشقولانه
دانلود موسيقي های امپراطور دريا
جومونگ 3

نویسندگان

كره اي دوست عزيز ، به كره اي كده خوش آمدي
  خلاصه قسمت اول سریال نامه عشق

این خانمی که میبینید مامان دو تا بچه است که یه پسر کوزت به اسم ووجین داره،

که البته پسر خودش نیست و پسر برادرشه و به هزار منت و کتک و بدبختی ازش مراقبت میکنه.توی خونه هم تنها کسی که یه ذره از این بچه حمایت میکنه شوهر عمه اش هست،

حتی دختر عمه کوچولوش هم میدونه که مادرش رفتار بعدی با ووجین داره، واسه همین بهش میگه صبر کن تا خدا واست از بالا طناب بندازه

از اون جایی که کوزت یه ناجی به اسم ژان والژان داشت، ناجی ووجین هم از راه میرسه ....


این مرد که دایی وو جین هست اونو به اسم اندریا صدا میکنه که بچه تعجب میکنه

خلاصه یه عالمه لباس ها ی گرونقیمت و اسباب بازی واسه بچه ها میاره و عمه هم واسه حفظ ظاهر بهش احترام مشتی میذاره

عمه که از تناردیه ها هم بد جنس تره ، سر صحبت رو باز میکنه تا دایی ووجین حرف ارث و میراث رو پیش بکشه...دایی میگه من از ا رث محروم شدم و هر جی هست به ووجین میرسه ...آی این عمه کیف میکنه...


خلاصه دایی که د لش واسه ووجین می سوزه و حدس میزنه این بچه در عذابه بهش میگه بیا ببرمت بیرون


، باهم میرن گردش و برف بازی


موقع غذاخوردن، دایی که پدر روحانی هست از عادت غذا خوردن وو جین میفهمه که چقدر به این بچه سخت میگیرن...

دایی هنگام برگشتن به خونه به ووجین میگه بیا بامن بریم، اما ووجین میگه عمه ام خیلی خوبه و من اینجا دوستای زیادی دارم و بعد هم همینطور که گریه میکنه از دایی اش واسه کادوها تشکر میکنه..دایی اش به سمت شهرشون راه میفته و میره


کوزت در حال تمیز کردن هست که میبینه عمه اش کتی که دایی اش واسش خریده رو تن دخترش کرده ، عمه در کمال بدجنسی میگه تو توی رشدی خیلی لباس نو لازمت نمیشه!!!

بچه روی خودش نمیذاره اما وقتی عمه اسباب بازی هاش رو برمیداره و به دخترش میده خیلی ناراحت میشه و اونو از دست عمه اش میکشه..عمه با جارو میزندش که همون موقع دایی اش از راه میرسه و میگه پاشو با من بریم از دست این هیولا نجاتت بدم



توی قطار ووجین یه صلیب رو به دایی اش نشون میده و میگه اینو مادرم بهم داده؟(جالبه که عمه اینو ازش نگرفته)و دایی تایید میکنه و تازه این بچه میفهمه مادرش که بهش گفتن مرده ، یه پزشک بوده


چند سال بعد

 

درکلیسا مراسم در حال اجراست، ووجین که الان دیگه بزرگ شده و همه ا ندریا صداش میکنن در حال انجام مراسمه


قراره یه نفر که اونم یتیمه و یه پزشک بزرگش کرده به کلیسا اورده بشه

اندریا با بچه ها بازی میکنه


اینم خانمی که قراره عضو جدید رو بیاره که یک ارتباطی هم با کشیش داره


و اینم اونا که همون عضو جدید هست


دکتر با پدر صحبت میکنه و میگه این دختره مادرش یه بازیگر بوده و یه دفعه پدرش ورشکست میشه و اون والدینش رو از دست میده و من سرپرستی اش رو به عهده گرفتم پدر میگه مطمنئ علتش فقط همینه؟!


پدر میگه اندریا رو ندیدی ؟ نمیخوای ببینیش؟ و دکتر قبول نمیکنه که اونو ببینه


راهبه به اندریا خبر میده که مهمون تازه اومده


اونا که یه کم فضوله این طرف و اون طرف سرک میکشه و داخل کلیسا با خدا حرف میزنه و میگه من که نفهمیدم واسه چی مامی و ددی منو ول کردن؟ من بدبختم و از این جور ننه من غریبم ها...


همینطور در حال دعا کردنه که صدای اومدن اندریا رو میشنوه و میره قایم میشه

اندریا هم درحال دعا کردنه که یه اویز صلیب که متعلق به اونا هست از دستش میفته و اندریا متوجه اون میشه


اونا تا میبینه که اندریا متوجه اون شده از کلیسا میره



شب که اندریا میخواد بره به اتاقش از کناره در اتاق اونا گریه کردنش رو میبینه ...



همون موقع از ساختمان کلیسا میره بیرون و ساز دهنی میزنه


فردا صبح همه میرن مدرسه،

قبل از اومدن معلم یکی از پسرها داره میرقصه


اندریا واسه اونا یه زنبیل میذاره و استاد هم میاد، اونا به همه معرفی میشه و پیش اندریا میشینه ، یکی از دخترها به اسم می ائ که به اندریا علاقه مند هست از حسودی میترکه و تصمیم م میگیره زودتریه کاری بکنه تا عشقش رو نقاپیدن!


همکلاسی ها از رابطه اونا میپرسن که اندریا میگه من و اون فقط یه جا زندگی میکنیم، ولی اونا خودش به همه میگه منم یه یتیمم و در کلیسا زندکی میکنم


مدرسه که تموم میشه ، اندریا میگه کشیش گفته من با تو باهم بریم خونه و تو تنها نباشی


وسط راه اونا (دقیقا مثل امپراطور دریا که تعادل روانی نداشت) میزنه به سرش و میگه من اگه نخوام تو واسه من دلسوزی کنی باید کی رو بببینم ؟تو میدونی من چه حالی دارم؟ میشه ادای یتیم هایی که حال همه رو درک میکنن در نیاری؟

اما اندریا بهش قول میده که همیشه درکش کنه


شب اونا از کشیش درباره پیشینه اندریا میپرسه، و کشیش هم تمام زندگی اونو رو میکنه از کتک های عمه اش تا سوختگی های روی بدنش...اونا رابطه نزدیک تری با اون احساس میکنه


 

فردا صبح اندریا ، برای رفتن اماد ه میشه که میبینه عروس خودش بی چک و چونه کنار دوچرخه اش ایستاده و منتظرشه ، خلاصه دوتایی مثل دوتا کبوتر تازه عاشق میرن مدرسه



توی کلاس استاد میگه باید کلاس رو تمیز کنین و مدرسه رو هم با درخت کاج تزیین کنین کی اینکارو میکنه؟

و این دوتا باهم دست بلند میکنن و اندریا به اونا چشمک میزنه!


وقتی این دو تا برای تمیز کردن مدرسه دست به کار میشن می ائ ، به اندریا میگه من تورو دوست دارم و اینا...اندریا هم میگه شرمنده من قصد ازدواج ندارم ، اونا هم از دور هم مبیندشون و هم حرفهاشون رو میشنوه


اونا و اندریا تصمیم میگیرن باهم برن دانشگاه و پزشکی بخونن

می ائ که حسابی زورش گرفته، به اونا پیله میکنه و میگه خیلی واسمون قیافه میگیری،



فکر میکنی از ما بهتری؟ حالا اون مامانت چیچی بوده؟ که تو چی باشه در مورد مادرت خیلی شایعه ها هست پدرت هم میگن یه گانگستر بوده اینجا هست که دیگه اونا طاقت نمیاره و میزنه تو گوشش،


اونا میگه تو چته که انقدر به من حسودیت میشه ، می ائ هم با یه سیلی به اونا ، جبران میکنه همون وقت اندریا از راه میرسه و به اونا میگه فکر نمیکردم از این جور ادمها باشی


و میره سراغ می ائ

این دختره که خیلی لوس هست دو تا از دوستاش کنارش هستن و دلداریش میدن، تا اندریا میرسه میگن تقصیر اونا بوده تازه خود استاد هم درباره مادرش یه چیزهایی میگفت


اندریا ناراحت میشه و برمیگرده خونه، توی راه بارون میاد و حسابی موش اب کشیده میشه ، یه راست میره کلیسا واسه اعتراف

از خدا طلب امرزش میکنه و میگه من به یه نفر گتفتم کمکت میکنم اما باهاش رفتار بدی کردم


همون لحظه اونا هم سر میرسه و میگه تو هم بیا برو، مثل پدرم مادرم، مثل همه اونایی که منو ول کردن و تنهام گذاشتن، مگه نگفتی که منو درک میکنی؟! خلاصه یک کولی بازی در میاره که نگو و نپرس


اندریا میاد نازش میکنه و اشک هاش رو پاک میکنه باز اونا تغییر جهت میده و میگه دوست من باش!


اینم از درخت های کاجی که تزیین کردند و زیر بارش برف باهم بازی میکنن و ارزو میکنن باهم برن دانشگاه


یه مدت بعد اسم جفتشون توی لیست دانشجویان پزشکی هست و از خوشحالی پر در میارن..


توی راه برگشت به کلیسا ، اندریا سرش رو میذاره روی شونه اونا ،اونا هم نامه ای رو که براش نوشته و هنوز بهش نداده رو توی ذهنش مرور میکنه


توی نامه نوشته که تو وقتی من رو پیدا کردیکه ناامید بودم و کسی منو پیدا نکرد دوست دارم و .....

میرن کنار یه ساحل و اندریا بهش میگه تو چرا هیچ وقت به من نمیگی اندریا برخلاف بقیه؟


اونا میگه چون فقط من تو رو با این اسم صدا میکنم یه حسی بهم دست میده


اندریا از تصمیمش به اونا میگه:


من میخوام کشیش بشم


این موقع هست که اونا کپ میکنه و دیگه جرات نمیکنه نامه رو بهش بده

        موضوع: خلاصه قسمت هاي نامه عشق     نويسنده: سپهر  

درباره كره اي كده
كره اي كده سعي مي كند به عنوان اولين وبلاگ رسمي در زمينه پخش سريال هاي متنوع و به روز كره اي و تا حد امكان با زيرنويس فارسي و بحث در مورد انها محيط مناسبي را براي شما دوستداران فرهنگ شيرين كره كه مناسبت زيادي با فرهنگ ايران دارد فراهم كند.
اميدوارم از حضور در كره اي كده لذت ببريد.

آخرين مطالب
» طرز تهيه كيمچي
» دانلود سريال مرد جاده با زيرنويس انگليسي
» لي يونگ ا كجاست؟
» همه چيز درباره سريال تو كي هستي؟
» پشت صحنه هاي تو زيبايي
» رقص در آسمان
» تو زيبايي حكايت دلدادگي و عشق ورزي
» تصاوير فيلم رابيت و ليزارد با بازي جانگ هيوك
» دانلود تيتراژ ملكه سوندوك
»

آرشيو
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386

لینکستان


آرشیو لینکهای روزانه

عضويت در كره اي كده





Powered by WebGozar

بخش ویژه

designed by: parstheme.com , all rights reserved

<-blogid->

سپهر

<-blogid->

http://emperorofthesea.blogfa.com

كره اي كده

كره اي كده

كره اي كده

كره اي كده سعي مي كند به عنوان اولين وبلاگ رسمي در زمينه پخش سريال هاي متنوع و به روز كره اي و تا حد امكان با زيرنويس فارسي و بحث در مورد انها محيط مناسبي را براي شما دوستداران فرهنگ شيرين كره كه مناسبت زيادي با فرهنگ ايران دارد فراهم كند.
اميدوارم از حضور در كره اي كده لذت ببريد.
...:::به اولين وبلاگ فارسي زبان در مورد فيلم و سريال كره اي خوش آمديد:::...

كره اي كده

قالب پرشین وبلاگ

قالب بلاگفا

قالب وبلاگ

free template blog