تبليغاتX
كره اي كده

فهرست
آرشیو
صفحه اول
تماس با ما

موضوعات مطالب
معرفي سريالهاي كره اي (فروش)
دانلود فيلمهاي كره اي
دانلود سريالهاي كره اي
دانلود زيرنويس فارسي
ترجمه شده به فارسي
موسيقي تصوير كره اي
غذاهاي كره اي
خلاصه قسمت هاي "متشكرم"
خلاصه قسمت هاي هوانگ جين ئي
خلاصه قسمت هاي سه پدر و يك مادر
خلاصه قسمت هاي دختر پر رو
خلاصه قسمت هاي پسران برتر از گل
خلاصه قسمتهاي درخت بهشتي
خلاصه قسمت های سریال سودانگ
خلاصه قسمت هاي پشت برج سفيد
خلاصه قسمت هاي شرايط عشق
خلاصه قسمت های سریال جومونگ
خلاصه قسمت هاي امپراتور دريا
خلاصه قسمت هاي نامه عشق
سانسوريهاي امپراتور دريا
سانسوريهاي افسانه جومونگ
سانسوريهاي سريال متشكرم
سانسوريهاي پشت برج سفيد
رقص در آسمان
تو زيبايي
تو كي هستي؟
تصاوير بازيگران كره اي
والپيپر بازيگران كره اي
داستان غم انگيز عشق
پرنسس لولو
ملكه برفي
تصاوير هوانگ جين ئي
تصاوير لابيست
تصاوير سونگ ايل گوك
دائه جو يونگ
بادي گارد
9End2Outs
آتش بازي
تاجر پوسان
يي سان
امپراطوري بادها
عشق بد
ايلجيماي
شاه بزرگ خدايان
اخبار بازيگران كره اي
موسيقي هاي كره اي
ويروس بتهوون
فيلم هاي جانگ هيوك
فيلم هاي كوان سانگ وو
پرنسس جاميونگ گو

دانلودها
 دانلود جومانگ (نسخه اصلی)
دانلود امپراتور دریا (دوبله فارسی)
دانلود امپراتور دریا (نسخه اصلي)
دانلود زيرنويس فارسي امپراطور دريا
دانلود کلیپهای سانسوری
دانلود آهنگ لحظه هاي عشقولانه
دانلود موسيقي های امپراطور دريا
جومونگ 3

نویسندگان

كره اي دوست عزيز ، به كره اي كده خوش آمدي
  خلاصه قسمت چهل و پنجم سریال امپراطور دریا
فرصتی برای عوض شدن

کیم یانگ و افرادش وارد چانگهی میشند و از گونگ بوک بابت این تصمیمش تشکر میکنه و گونگ بوک هم میگه اینجا ما قانونی داریم و باید رعایت بشه

کاپیتان جانگ کیم یانگ را به سمت اقامتگاهش میبره که جانگهوا هم اونها را در راه میبینه

یون که از کار گونگ بوک ناراحته روی به مشروب خوری میاره مک بونگ سعی مکنه جلوشو بگیره که میگه من هیچ وقت نمیتونم یوم مون را ببخشم . من از کسایی که از توانشون برای کارهای بد استفاده میکنند بدم میاید .سون جونگ هم رییس موچانگ میاره اونجا ورییس موچانگ به یون میگه تو چته بچه؟ فرمانده جانگ این تصمیم را گرفته و ما هم باید اون را درک کنیم .یون هم میگه همین درک تفکرات اون من دیونه کرده .یوم مون کسیه که ارباب و افراد ما را کشته . من هنوز هم میگم اون هاجین را کشته چطور میشه اون بیاد چانگهی .من اصلاً از اینجا میرم . یون بلند میشه میره و رییس موچانگ با دیدن جامها روی میز فیلش یاد هندوستان میکنه و یاد ظرفیتش میوفته و میگه برای من هم مشروب بیارید

یون به مقرر میره که میبینه رییس جانگ و بک ینگ و تی چون رد میشند واحترامی نمیزارند که عصبانی میشه و میگه مگه شما نمیدونید که من کیم؟ من معاون فرماندارم .احترامتون کو شما میخواهید بدون اینکه کاری بکنید اینجا مفت خوری کنید که بک ینگ و تی چون دو تا نگهبان را میزند و روی یون نیزه میکشند که یون میگه خوبه بیاید جلو شما نمیتونید اون نیت پلیدتون را مخفی کنی هر چند هم تلاش کنید که رییس جانگ میگه بس دیگه و بلند میشه و به یون احترام میزاره و میگه ما به شما مانند یک مقام بالا احترام میزاریم حالا میخواهیم بریم که یون یک میزنه توی سینه رییس جانگ و میگه اون باطن پلیدتون را نشون بدین و میخواد رییس جانگ را بکشه که گونگ بوک میاید میگه چه خبره داری چکار میکنی که یون میگه میخوام اینها را بکشم .گونگ بوک به رییس جانگ میگه شماها برین و به یون میگه میدونی چرا من اجازه دادم که اونها بیان اینجا که یون میگه نه نمی فهمم و اگه انها اینجا بمونند من از اینجا میرم چون ممکنه نتونم جلوی خودم را بگیرم و اونها را بکشم  . یوم مون می خواد تو را بکشه و معلوم نیست اون شمشیرش را کی بر روی تو میکشه

جانگهوا هم قضیه را میبینه و برای گونگ بوک ناراحت میشه . میره پیش یوم مون و اون را میبره ساحل تا باهاش حرف بزنه و کیم یان هم این صحنه را میبینه و چیزهایی میفهمه

جانگهوا میگه با ورود شما بار سنگینی روی دوش فرمانده جانگ و افرادش گذاشته شده و باعث مشکل بین اون و افرادش شدی و تو تنها کسی هستی که می تونه این مشکل را حل کنه .یوم مون میگه من چکار کنم که جانگهوا میگه چانگهی را ترک کنید .من میدونم که تو و کیم یانگ از اومدن به اینجا نیت دیگه ای دارین . شما می خواهید با استفاده از لرد کیم به پایتخت برگردین .شما برای فرار از دست کیم میونگ و بانو جمی اینجا نیومدین . لرد کیم از سیاست و قدرت خسته شده و هیچ چیز دیگه هم نمی تونه ایشون را متقاعد کنه .خواهش میکنم دردسری دیگه ای درست نکنید و اینجا را ترک کنید. یوم مون هم میگه دلیل اینکه من جلوی گونگ بوک زانو زدم و از او درخواست بخشش کردم این بود که چانگهی را ترک نکنم و نمیکنم هم . و یون مون اونجا را ترک میکنه و میره افق نگاری و جانگهوا میره اسکله نگاری

گونگ بوک برای یون جلسه توجیهی میزاره و میگه من میدونم که تو با یوم مون مشکل داری ولی باید من را درک کنی .یون میگه اگه من هم اونها ببخشم کیم میونگ ممکنه به خاطر کیم یانگ به اینجا حمله کنه من چطور میتونم این کار را بکنم من نمی دونم چرا تو اون را نکشتی و چرا میخواهی به خاطر نگهداری اونها اینجا را به خطر بندازی و کافیه صبر کنی و ببینی که یوم مون در آینده چقدر برای ما مشکل درست میکنه . گونگ بوک میگه من میخوام یک فرصت جدید به یوم مون بدم . ارباب سول به ما فرصت زندگی جدید را داد ولی یوم مون این شانس را هم نداشت .اونه قبل از اینکه خوب از بد را تشخیص بده دزد شد و این تنها راهی بود که داشت . من معتقدم اگه الان بهش یک فرصت بدیم اون خودش را اصلاح میکنه .مگه ما اینجا برای همچین افرادی نساختیم . من همه اون چیزی که بین من و یوم مون بود را فراموش کردم و اون را بخشیدم و هیچ کینه ای هم از اون ندارم .ما اینجا را ساختیم که اینجور آدمها بتوند اینجا زندگی کنند

کیم یانگ هم رییس جانگ را احضار میکنه و میگه رابطه بین یوم مون و جانگهوا چیه؟ رییس جانگ میگه وقتی جانگهوا سرپرست گروه تجاری بانو جمی بود قرار بود با یوم مون ازدواج کنه که کیم یانگ میگه همون دختره که میخواست با گونگ بوک ازدواج کنه ؟درسته که یوم مون و گونگ بوک با همدیگه آشنایی داشتند از قبل که رییس جانگ میگه اونها در دوران بچگی با هم آشنا شدند .که کیم یانگ دوباره نقشه میکشه

کیم یانگ به یوم مون میگه لرد کیم از دیدن من تفره میره و من چند بار خواستم ایشون را ملاقات کنم اما قبول نکردند . تو میتونی از طریق بانو جانگهوا ایشون را متقاعد کنی . تو گفتی که همه کار میکنی تا نزاری گونگ بوک قدرت پیدا کنه در مورد استفاده از این دختر مرددی در حالی که جلوی گونگ بوک زانو زدی .من در مورد رابطه تو با اون و گونگ بوک خبر دارم  .اون که نباید به دست کیم میونگ کشته بشه . ما میتونیم از نیروهای گونگ بوک استفاده کنیم که یوم مون میگه بسه دیگه .اگه قرار باشه بانو جانگهوا صدمه ببینه رابطه ما با هم قطع میشه و من هرگز شما نمی بخشم .من اگه دنیا را بدست بیارم همچوقت از بانو جانگهوا استفاده نمی کنم

کیم یانگ بالاخره موفق میشه به دیدن لرد کیم بره و لرد کیم بهش میگه من دلیلی برای دیدن تو نداشتم چرا اینقدر میخواستی من را ببینی . کیم یانگ میگه سرورم شما می خواهید همین طور روزهاتون اینجا حرام کنید و به فکر هدفتون نیستند .لرد کیم میگه من دلم میخواد که عمرم را اینجا هدر بدم من دیگه نمی خوام همچین کاری بکنم و دیگه همچین قدرتی ندارم .کیم یانگ میگه شما باید انتقام پدرتون را بگیرید از نیروهای گونگ بوک استفاده کنید ما میتونم بریم پایتخت و اونجا را روی سر بانو جمی و کیم میونگ را خراب کنیم که لرد کیم میگه برو بیرون ببینم

بانو جمی که حالا مقام تازه ای گرفته مدل مو عوض میکنه که این مدل مو زشترین حالت مویه که میزنه . بانو جمی نیوچانگ را صدا میزنه و میگه که ازت میخوام بری چانگهی و لرد کیم را بکشی . چون تنها تو میتونی بری چانگهی

رییس جانگ به یوم مون میگه که کیم یانگ از لرد کیم خواسته که برای مبارزه با کیم میونگ آماده بشند ولی ایشون قبول نکردند و به نظر میرسه که عوض کردن تصمیمشون خیلی سخت باشه حالا باید چه کار کنیم ؟یوم مون میگه ما اول باید اعتماد گونگ بوک را بدست بیاریم برای اینکار هم باید اول اعتماد افرادش را بدست بیارم پس هیچ کار اشتباهی نکنید و فقط به فکر یک زندگی آرام در اینجا باشید

افردا بانو جمی برای کشتن لرد کیم به مقرر گونگ بوک وارد میشند که یون تنهایی باهاشون روبه رو میشه که برابر نیوچانگ کم میاره و ضربه میخوره که در همین حال یوم مون هم بدونه شمشیر میاد به کمکش و با نیوچانگ مبارزه میکنه و نیوچانگ که وقت مبارزه با یوم مون را نداره فرار میکنه .یوم مون هم نگاه معنا داری به یون میکنه و از اونجا میره

فردا رییس موچانگ یوم مون را احضار میکنه و میگه به خاطر تو یک سری ناراحتی بین افراد پیش اومده و یون میگه من هنوز هم نمی تونم شما را ببخشم ولی به خاطر کنسول جانگ چیزی نمیگم چون مطمئنم که اون با افتخار این تصمیم را گرفته . رییس موچانگ هم میگه افراد ما با احترام از شما محافظت می کنند شما هم بهترین رفتار را اینجا داشته باشین و به فرماندمون گونگ بوک احترام بزارید و کار اشتباهی انجام ندین

نیوچانگ به بانو جمی میگه که گونگ بوک به یوم مون پناه داده و اون دیشب ییهو ظاهر شد و ما نتونستیم کاری بکنیم .بانو جمی میگه چطور شده؟ اونها که به خون هم تشنه بودند که نیوچانگ میگه یوم مون به خاطر لرد کیم این کار را کرده و میخواد با استفاده از ایشون به پایتخت برگرده . و اگه اون با گونگ بوک کناره لرد کیم باشند لرد کیم توانایی انجام هر کاری را داره و ما باید کاری بکنیم

بانو جمی پیش افرادش میره و میگه کاپیتان نیوچانگ به عنوان فرمانده گارد سلطنتی (سپهسالار ارتش) برگزیده میشه و تی بونگ و میونگ چون هم همراه با نیوچانگ اسمشون وارد لیست افراد با صلاحیت میشه وانها هم زیر دست نیوچانگ در ارتش کار می کنند

جونگ دال از اینکه سرش بی کلاه مونده ناراحته و و میگه من چقدر احمق بودم که به چانگهی رفتم که تی بونگ میگه تو چرا اینقدر حسودی بیا برو ببین بانو جمی چه کارت داره

نیوچانگ به بانو جمی میگه من نمیخوام اسمم توی اون لیست بره و نمیخوام فرمانده گارد بشم من فقط میخوام به شما خدمت کنم .بانو جمی میگه تو ده ساله که پیش منی و اگه تو نبودی من به اینجاها نمی رسیدم تو باید به قصر بری و با قبول این پست به شاه خدمت کنی .نیوچانگ میگه من نمیتونم به خاطر قدرت و پول شما را ترک کنم .بانو جمی میگه تو باید به خاطر من وارد قصر بشی و چشم و گوش من توی قصر باشی

جونگ دال وارد میشه و بانو جمی بهش میگه به زودی کشتیهایی که به چانگهی میرفتند به بندر دوک جین میرند من میخوام مسئولیت این کار را به تو بدم که جونگ دال هم دوباره احساساتی میشه و شروع میکنه به خالی بستن که بانو جمی میگه منتها اول باید به چانگهی بری و به یوم مون بگی بیاید اینجا کارش دارم

یوم مون و افرادش در چانگهی به کار جدید مشغول هستند که یک نفر نامه ای به یوم مون میده و یون هم متوجه موضوع میشه

یوم مون به ساحل و جای خلوت میره که جونگ دال را میبنه و جونگ دال میگه بانو جمی میخواد به موجینجو بیاد و اون ازت خواسته که به موجینجو بیایی که باهات کار داره . یون هم اوضاع را تحت کنترل داره

یون پیش گونگ بوک میره و با توجه به مشاهدات قضاوت خودشو شروع میکنه و میگه من دیدم که یوم مون با جونگ دال حرف میزد و جونگ دال برای بانو جمی کار میکنه و این مشخص میکنه که یوم مون با بانو جمیه و قصد توطئه بر ضد تو را داره که گونگ بوک میگه پیاده شو با هم بریم فقط با دیدن ملاقات نمی شه گفت اون چه قصدی داره من به یوم مون اعتماد کردم و اعتماد من به اون مثل اعتماد به خودمه. من خودم با یوم مون حرف میزنم و تو لازم نیست جایی چیزی بگی

گونگ بوک پیش یوم مون میره و میگه توی اینجا مشکلی که نداری .من شنیدم که تو در بندر به عنوان باربر کار میکنی . من میخوام یک حجره توی بازار بهت بدم .چون حیفه که تو با این استعداد مثل باربرها کار کنی . یوم مون هم میگهم اگه بهم فرصت بدی ناامیدت نمی کنم .یوم مون به گونگ بوک میگه من باید برم به موجینجو که گونگ بوک به یاد حرفهای یوم مون میوفته .یوم مون میگه ما اگه همینطور توی چانگهی بمونیم از اوضاع پایتخت خبر نداشته باشیم به ضرر ماست . ما که به پایتخت نمی تونیم بریم ولی من به موجینجو میرم و اوضاع پایتخت را از اونجا بررسی می کنم .گونگ بوک هم چیزی نمیگه و به یوم مون میگه باشه . یوم مون از اونجا میره و گونگ بوک کم کم داره به یوم مون شک میکنه

یوم مون به موجینجو میره و بانو جمی میگه تو چطور تونستی گونگ بوک را ببخشی .معلومه که هدفی داری ولی تا وقتی که من از کیم میونگ حمایت میکنم امکان نداره که بتونی لرد کیم را به تخت بنشانی.به زودی کیم میونگ بر تخت میشنه و تو هم قاتل اونی .هر جا بردی اون دنبالت میفرسته تا بابات در بیاره اما من می خوام کمکت کنم . بانو جمی خنجری را به یوم مون میده و میگه این را لرد کیم میونگ فرستاده با این گونگ بوک را بکش .کیم میونگ میخواد به چانگهی حمله کنه . تو برای غلبه بر گونگ بوک به لرد کیم خدمت میکنی ولی راه آسونتری هم هست .اگه گونگ بوک را بکشی هم انتقامت را میگیری هم کیم میونگ میتونه تو را بخشه و من هم کمکت میکنم تا فرماندار چانگهی بشی

ارباب جو به مقرر وارد میشه که میبینه یک پزشک اونجا ترک میکنه و از مترجمه میپرسه اون پزشک اینجا چی کار میکرد مگه چی ریانگ مریضه که مترجمه با اصرار ارباب جو میگه بانو چی ریانگ حامله است و اون نمیخواست کسی چیزی بفهمه که ارباب جو تو چرا زودتر نگفتی این خبر مهمترین خبر در چانگهیه

لرد کیم بهبودی کامل پیدا کرده که گونگ بوک میاید اونجا به لرد کیم میگه چرا شما همش توی پایگاه هستید . چرا بیرون نمیرید و ماهیگیری نمی کنید که لرد کیم میگه من نمی تونم این روزها ماهیگیری کنم در حالی چانگهی به خاطر من در خطره و من از این موضوع احساس گناه میکنم .من باعث شدم که یوم مون و کیم یانگ به چانگهی بیاند . من دارم مسیر زندگی را اشتباه میرم ارباب جو هم میاید اونجا و به گونگ بوک میگه میخوام توی این اوضاع که همش خبر بد میرسه یک خبر خوب بهت بدم (بر عکس خصلت همیشگی)چی ریانگ حامله است و تو داری پدر میشی .لرد کیم هم خوشحال میشه و تبریک میگه جانگهوا هم اول تبریک میگه ولی نگاهش چیز دیگه ای میگه

چی ریانگ مشغول نقاشی که گونگ بوک میاید اونجا و چی ریانگ بهش میگه من علاقمند به نقاشی شدم و یک مدتی میخواهم مسئولیتم را به اربا جو بدم و در مورد نقاشی و هنر مطالعه کنم .گونگ بوک میگه بهتر بود زودتر از خودت می شنیدم و ازت مراقبت میکردم اما من از تو غفلت کردم چرا زودتر به من نگفتی . چی ریانگ میگه من میخواستم توی یک وقت مناسب بهت بگم .گونگ بوک میگه تو چرا اینقدر ادم تو داری هستی و از هیچی شکایت نمیکنی.مگه تو نمیدونی که من چقدر دلم یک بچه میخواست .

جانگهوا هم میره افق نگاری و به تقدیر خودش فکر میکنه که این بچه می تونست مال اون و گونگ بوک باشه و خودش شروع میگه برای بچه گونگ بوک لباس دوختن

سون جونگ با قیافه ای ناراحت میاید پیش پدرش و میگه من خیلی ناراحتم پدرش میگه چرا که سونگ جون میگه گونگ بوک بچه داره شده من برای بانو جانگهوا ناراحتم .اون خودش برای بچه اونها لباس دوخته و معلوم اون الان چه احساس ناراحت کننده ای داره

جانگهوا پیش چی ریانگ میره و لباس را که دوخته به چی ریانگ میده و میگه گفتم که تو گرفتاری من هم این لباس را برای بچه تو دوختم و چی ریانگ هم تشکر میکنه

یوم مون به چانگهی برمیگرده و رییس جانگ قضیه پدر شدن گونگ بوک را به یوم مون میگه و میگه من به کیم یانگ گفتم که برای تجارت به موجینجو رفتی .

 یوم مون در مقرر جانگهوا را یک گوشه ناراحت میبینه و تنها اونه که ناراحتی جانگهوا را درک میکنه

یوم مون به حرفهای بانو جمی فکر میکنه و در حالی که دودله خنجر را برمیداره و میره پیش گونگ بوک

گونگ بوک میگه خوب از موجینجو و پایتخت چه خبر که یوم مون میگه کجای بابا که همه توی پایتخت میخواد جون تو و لرد کیم را بگیرند و فکر نکنم تو هم بتونی جلوی جنگ را بگیری . گونگ بوک میگه مهم نیست من که فقط توی پایتخت که دشمن ندارم . کسی که من بیشتر از اون میترسم خودم هستم نه بانو جمی و دشمنانم در پایتخت .من با قرار دادن خودم در لبته تیغ بازی خطرناکی را شروع کردم .من معتقدم که راه و تصمیم درسته و حتی اگه من شکست هم بخورم تا اخر من به تصمیم اعتماد دارم

گونگ بوک میگه حالا بگذریم و یک جواز بهش میده و میگه این یک سند برای خرید ابریشمه .این چیز کمیه ولی من می خوام تو را مسئول تجارت با چین بکنم البته بعد از اینکه تونستی اعتماد مردم چانگهی را بدست بیاری .تو باید کار کنی .الان برو استراحت کن

یوم مون از این محبت گونگ بوک خیلی جا میخوره و یک مدتی همونجا میشنه و بد از کاری که میخواست بکنه خیلی شرمنده میشه و بلند میشه میره پای بساط شرب خمر

رییس جانگ پیش جونگ دال میره و جونگ دال داد راه میندازه و میگه چی شد پس یوم مون نتونست گونگ بوک را بکشه اون دیگه قدرتی نداره که رییس جانگ خنجر بانو جمی را میزاره روی گلوی جونگ دال و میگه این خنجر را برگردون پیش بانو جمی و دیگه هم این طرفها پیدات نشه . و جونگ دال هم خنجر را پیش بانو جمی میبره

ارباب جو مثل همیشه (خرزوخان) خبر میاره که بانو جمی با نفوذ خودش در دولت چین کشتیهای چینی را که به چانگهی میومدند را وادار کرده که به دوکجین برند .اگه تجارت ما با چین قطع بشه کار چانگهی تمامه

یوم مون هم حجره جدیدش را تازه باز کرده که کاپیتان جانگ میاید اونجا و میگه فرمانده جانگ با تو کار داره

گونگ بوک به یوم مون میگه بانو جمی میخواد با قرنطیه کردن اینجا چانگهی را نابود کنه من میخوام به یانگزو برم و جلوی این کار را بگیرم .از تو هم میخوام که با من بیایی

 

قسمت چهل و ششم : اتحاد

بانو جمی : سرورم وقتشه که از شر شاه (کیم ج یانگ)خلاص بشیم و شما بر تخت بشینید .برای اینکار شما باید حمایت دولت چین (تانگ) را داشته باشید

یوم مون : بانو جمی با چان سان گویی که الان در دربار چین خیلی نفوذ داره ملاقات کرده

گونگ بوک : سرورم من هم قبلاً در ارتش وونینگ فرمانده بودم و حتی سمت فرمانده ارشد هم بهم پیشنهاد شد ولی من با کمال میل استعفا دادم چون نمی خواستم سک دونده چینها باشم .شما الام قدرتمندترین شیلایی در چین هستین چرا به مردم شیلا کمک نمی کنید

چان سان گویی : خفه شو .تو به من میگه سگ چینی . من از شیلا به عنوان برده به چین فرستاده شدم من هرگز برای شیلا کاری نمی کنم .الان هم بانو جمی از من خواسته که شما را بکشم

گونگ بوک : من به چانگهی بر میگردم و با استفاده از قدرتم بانو جمی و کیم میونگ را مجازات میکنم

        موضوع: خلاصه قسمت هاي امپراتور دريا     نويسنده: سپهر  

درباره كره اي كده
كره اي كده سعي مي كند به عنوان اولين وبلاگ رسمي در زمينه پخش سريال هاي متنوع و به روز كره اي و تا حد امكان با زيرنويس فارسي و بحث در مورد انها محيط مناسبي را براي شما دوستداران فرهنگ شيرين كره كه مناسبت زيادي با فرهنگ ايران دارد فراهم كند.
اميدوارم از حضور در كره اي كده لذت ببريد.

آخرين مطالب
» طرز تهيه كيمچي
» دانلود سريال مرد جاده با زيرنويس انگليسي
» لي يونگ ا كجاست؟
» همه چيز درباره سريال تو كي هستي؟
» پشت صحنه هاي تو زيبايي
» رقص در آسمان
» تو زيبايي حكايت دلدادگي و عشق ورزي
» تصاوير فيلم رابيت و ليزارد با بازي جانگ هيوك
» دانلود تيتراژ ملكه سوندوك
»

آرشيو
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386

لینکستان


آرشیو لینکهای روزانه

عضويت در كره اي كده





Powered by WebGozar

بخش ویژه

designed by: parstheme.com , all rights reserved

<-blogid->

سپهر

<-blogid->

http://emperorofthesea.blogfa.com

كره اي كده

كره اي كده

كره اي كده

كره اي كده سعي مي كند به عنوان اولين وبلاگ رسمي در زمينه پخش سريال هاي متنوع و به روز كره اي و تا حد امكان با زيرنويس فارسي و بحث در مورد انها محيط مناسبي را براي شما دوستداران فرهنگ شيرين كره كه مناسبت زيادي با فرهنگ ايران دارد فراهم كند.
اميدوارم از حضور در كره اي كده لذت ببريد.
...:::به اولين وبلاگ فارسي زبان در مورد فيلم و سريال كره اي خوش آمديد:::...

كره اي كده

قالب پرشین وبلاگ

قالب بلاگفا

قالب وبلاگ

free template blog