|
این قسمت در زمینه سانسور زیاد کار شده و بیشتر مربوطه به لباس جانگهوا میشد .البته جایگزین کردن آهنگها هنوز پابرجا بود
اوایل نگرانی جانگهوا در مورد بانو جمی

احترام جانگهوا به بانو جمی از این زاویه

و سکانسی در رفتن بانو جمی

سکانسی از بالا رفتن پیاله ها به سلامتی لرد کیم که به عنوان شاه انتخاب شده


و تشکر مخصوص از گونگ بوک

ویرایش لباس جانگهوا


اما
پرش این قسمت بعد از جلسه بود که جانگهوا در حیاط قدم میزنه که گونگ بوک
میاید اونجا و به جانگهوا میگه تو حالا کجا میری می خواهی با لرد کیم بری
به قصر . جانگهوا میگه من به قصر میرم و در اقامتگاه ایشون بهشون خدمت
میکنم .گونگ بوک میگه من دلم میخواد که با من به
چانگهی بیایی چون به نظر من تو در چانگهی باشی بهتره که جانگهوا میگه اگه
من در چانگهی بمونم بار سنگینی روی دوش تو و چی ریانگم . من به این نتیجه
رسیدم که من نباید مدت طولانی یک جا بمونم . من مثل باد خواهم بود که با
امواجی که از چانگهی عبور می کنند برای تو پیغام میفرستم و اگه تو نمیتونی
من را فراموش کنی این تمام آرزویی که من دارم . یوم مون هم از دور قضیه را
زیر نظر داره و پیش خودش میگه چشم چی ریانگ روشن





و آثار بعد از ملاقات


سکانسی از تولد بچه گونگ بوک که ایقدر تصویر زوم شد که به نظر میرسید گونگ بوک دستهاش را توی هم گرفته





کلیپ مربوطه
سکانسی در راه رفتن به چانگهی


اومدن جانگهوا و احترام به گونگ بوک

و در آخر یک سوتی هم داده شده که گفتند قرار دختر لرد
کیم با پسر گونگ بوک ازدواج کنه اما در اصل قرار دختر گونگ بوک همسر صیغه
ای پسر لرد کیم بشه چون لرد کیم که دختری نداره

|