تبليغاتX
كره اي كده

فهرست
آرشیو
صفحه اول
تماس با ما

موضوعات مطالب
معرفي سريالهاي كره اي (فروش)
دانلود فيلمهاي كره اي
دانلود سريالهاي كره اي
دانلود زيرنويس فارسي
ترجمه شده به فارسي
موسيقي تصوير كره اي
غذاهاي كره اي
خلاصه قسمت هاي "متشكرم"
خلاصه قسمت هاي هوانگ جين ئي
خلاصه قسمت هاي سه پدر و يك مادر
خلاصه قسمت هاي دختر پر رو
خلاصه قسمت هاي پسران برتر از گل
خلاصه قسمتهاي درخت بهشتي
خلاصه قسمت های سریال سودانگ
خلاصه قسمت هاي پشت برج سفيد
خلاصه قسمت هاي شرايط عشق
خلاصه قسمت های سریال جومونگ
خلاصه قسمت هاي امپراتور دريا
خلاصه قسمت هاي نامه عشق
سانسوريهاي امپراتور دريا
سانسوريهاي افسانه جومونگ
سانسوريهاي سريال متشكرم
سانسوريهاي پشت برج سفيد
رقص در آسمان
تو زيبايي
تو كي هستي؟
تصاوير بازيگران كره اي
والپيپر بازيگران كره اي
داستان غم انگيز عشق
پرنسس لولو
ملكه برفي
تصاوير هوانگ جين ئي
تصاوير لابيست
تصاوير سونگ ايل گوك
دائه جو يونگ
بادي گارد
9End2Outs
آتش بازي
تاجر پوسان
يي سان
امپراطوري بادها
عشق بد
ايلجيماي
شاه بزرگ خدايان
اخبار بازيگران كره اي
موسيقي هاي كره اي
ويروس بتهوون
فيلم هاي جانگ هيوك
فيلم هاي كوان سانگ وو
پرنسس جاميونگ گو

دانلودها
 دانلود جومانگ (نسخه اصلی)
دانلود امپراتور دریا (دوبله فارسی)
دانلود امپراتور دریا (نسخه اصلي)
دانلود زيرنويس فارسي امپراطور دريا
دانلود کلیپهای سانسوری
دانلود آهنگ لحظه هاي عشقولانه
دانلود موسيقي های امپراطور دريا
جومونگ 3

نویسندگان

كره اي دوست عزيز ، به كره اي كده خوش آمدي
  خلاصه قسمت 15 و 16 سريال نامه عشق (پايان)

قسمت 15:

توی جمع سه نفری اونا و و جین و اندریا ،

ووجین برای اندریا میگه که اونا از پیش تو رفت تا بتونی با خیال راحت کشیش بشی

بازم دوتا رقیبه به هم میپرن و اندریا به هزار زور و زحمت ووجین رو میفرسته پی نخود سیاه تا بتونه دو کلام حرف خصوصی به اونا بزنه


اندریا بهش دروغ میگه که الان واسه کشیش شدنش با یه جایی قرار داره و از اونا به خاطر اینکه اونو درک کرده تشکر میکنه


وقتی اندریا اونجا رو تر ک میکنه اونا دچار شوک میشه و میفته


اندریا توی پله برقی ووجین رو میبینه که با سرعت جت میدوه ، میفهمه یه اتفاقی واسه اونا افتاده اونم برمیگرده و میبینه بله!بانو غش کرده و دارن میبرنش اتاق عمل




بعد از چند ساعت انتظار ووجین از اتاق عمل میاد بیرون و دوباره روز از نو ،یه چندتا متلک بار هم دیگه میکنن و ووجین قضیه مریضی اونا رو بهش میگه


اندریا که باور نمیکنه همه اینا راست باشه میگه من دیگه پیشش میمونم و از کشیش شدن استعفا دادم


ووچین که هوا رو میگیره و میبینه الانه که وضع خطرناک بشه میگه نه ببین تو اگه به اونا بگی دیگه کشیش نمیشی اون امیدی واسه زندگی نداره ،پس تا بهوش نیومده برو ،منم بهش نمیگم که تو جریان مریضیشو میدونی

اندریا با اونا حرف میزنه و برای یه لحظه اونا بهوش میاد و اندریا رو میبینه و دوباره میخوابه


اونا به خونه برمیگرده و از اینکه اندریا بازم میخواد کشیش بشه ناراحته

یه دعوای کوچیک با وجین میکنه





ووجین توی اتاق پدرش نامه ای رو پیدا میکنه که قبل از مرگش نوشته و توی این نامه توضیح داده اونا باید چطوری عمل بشه


و اما اندریا که روز به روز د ر به در تره تصمیم میگیره برای اینکه خودش و اونا زجر نکشن بازم بذاره بره ایتالیا

همون روز ووجین دست از صفتهای شیطانی اش برمیداره و میره خونه اونا


دست اونا رو میگیره و بهش میگه اندریا امروز داره میره ایتالیا بدو که بهش برسی

اون جریان مریضی تورو میدونه


اونا بدو بدو میره فرودگاه بی خبر از اینکه اندریا طاقت رفتن نداره و میره بیمارستانی که اونا توش بستری بوده


خلاصه اونا توی فرودگاه دنبال اندریاست ، اندریاهم توی بیمارستان و پشت درخونه اونا ،منتظر اونه


ووجین مخفیگاه مامی اش رو یپدا میکنه و بهش میگه بالاخره ادم شدم و این دوتا رو بهم رسوندم

اونا که برمیگرده میبینه اندریا پشت درخونه اش بست نشسته


خلاصه حرف و درد دل و این چیزها ، اندریا میگه من الان تو مرخصی ام بیا یه مدت با هم خوش باشیم

بعدش هم تریپ لاو و عشقولانگی شدید...




اما توی یکی از همین روزها دوباره اونا حالش بد میشه و اندریا کولش میکنه میبردش بیمارستان


ووجین واندریا بازم مثل سگ و گربه به هم میپرن و اونا خودش نتیجه های عکس هایی که ازش گرفتن رو میبینه و میفهمه نفس های اخره


به اندریا میگه منو ببر کلیسا

توی برگشت از کلیسا اندریا به اونا میگه من دیگه نمیخوام کشیش بشم و به تو نگفتم بیا با هم ازدواج کنیم


اونا هم اصرار میکنه که چون داره میمیره اندریا باید کشیش بشه

اما اندریا گوش نمیده و پا میشه میره


اونا دچار یه حمله دیگه میشه



قسمت 16:

دیدین که اندریا از پیش اونا که بیهوش شده بود رفت ..


اندریا مستقیما به کلیسا میره و اولش سر خدا داد میزنه و قلدری میکنه

میگه :این همه بلا سرمن اوردی ، هر کاری خواستی واست کردم ،حالا چرا بین این همه ادم چرا اونیکه من دوستش دارم باید بمیره؟!


وقتی میبینه نمیشه زیادی سر به سر خدا گذاشت با ملایمت و التماس به خدا میگه دوباره کشیش میشم!تو فقط اونو نجات بده


از کلسا که میاد بیرون تازه میفهمه اونا چی به سرش اومده و میره بیمارستان

پاش که میرسه به اونجا ووجین یقه اش رو میگیره و میگه معلومه تو کدوم گوری هستی؟


این داشت میمیرد، کم کم میخواستیم بفرستیمش سردخونه

بعد هم گریه میکنه و میگه هر کاری میتونی بکن اگه شده به اون خدات التماس کن نجاتش بده


اونا چند روز تو کما میمونه و اندریا هر روز ازش مراقبت میکنه

یه روز اسقف میاد پیش اندریا ، و میگه همون بهتر تو کشیش نشدی


تو یی که هنوز نمیدونی روح اونی که دوسش داری کجا هست تا بتونی نجاتش بدی همون بهتر کشیش نباشی

اندریا انقدر تحت فشار روحی و جسمی هست که یه بار کنار تخت اونا میفته و ووجین کولش میکنه و میبردش خونه

 ووجین از مامی میخواد هوای اندریا رو داشته باشه


اندریا تو بغل مامانش گریه میکنه ، مادرش میگه من مطمئنم روح اونا همونجایی هست که بیشتر از همه جا دوست داره ،یعنی کنار تو


اندریا بازم به کلیسا میره و دعا میکنه

وقتی برمیگرده بیمارستان میبینه اونا به هوش اومده و داره غذا میخوره


با هم از بیمارستان میرن و دوران نامزدی و اینا...


اندریا به اونا میگه که بازم تصمیم گرفته کشیش بشه، بعدش تا دوباره کشیش نشده میخواد ......(دیگه به کشیش ها هم نمیشه اطمینان کرد)




کشیش ها واسه اندریا جلسه میذارن و اندریا تو این جلسه میگه من به خاطر عشق یه زن از کشیش شدن استعفا دادم اما الان بازم به خاطر اون زن میخوام دوباره کشیش بشم


کشیش ها موافقت میکنن

تو این فاصله ، ووجین واسه دیدن اونا میاد ....اونا بهش میگه تو همیشه حامی من بودی ولی مواقعی بوده که من درکت نکردم


ووجین که میبینه اونا تو مد خوش اخلاقی هست میگه واسه خاطر ما هم که شده زنده بمون!

بعد از رفتن ووجین اندریا بازم بالباس کشیشی جلوی چشم اونا ظاهر میشه و مراسم کشیش شدنش بالاخره انجام میشه


اندریا و وجین درباره شرایط خطرناک عمل اونا حرف میزنن و ووجین از اینکه احتمال موفقیت خیلی کمه ناراحته




اندریا ازش میخواد جراحی رو اون انجام بده که قبول میکنه


بالاخره روز عمل معلوم میشه و ووجین به اونا زنگی میزنه و میگه فردا باید بیای قصابی ات کنیم

اونا وسایلش رو جمع میکنه

اندریا که میاد پیشش ، اونا ازش میخواد شب روپیشش بمونه، اندریا میگه چی فکر کردی من خودم پیژامه اورده بودم! و دوتایی میخندن


موقع خواب اونا ،اندریا رو دیونه میکنه و و صیت ها شو میگه:


با ووجین دعوا نکنین، به مامانت و خواهرت زنگ بزن، حواست به دایی ات باشه سرقبر مامان و بابای من برو

وقتی میخواد بگه سر قبر خودمم هم بیا اندریا نمیذاره ادامه بده


هردو گریه میکنن....

روز عمل کردن اونا که میرسه ، اندریا بالای سرش مراسم مذهبی اجرا میکنه و اونا کلی سرشو میخوره و میگه من تا الان بهت دروغ گفتم از مردن میترسم ، اندریا میگه منم میترسم


اونا میگه بقیه رو بفرست تو


طایفه قاجار میریزن تو و دوست و دشمن و غریب و اشنا ، هر کی بخواین هست


یکی یکی با اونا خدا حافظی میکنن و دلداریش میدن ،خودشونم میدونن اینا از این شانس ها ندارن که اونا بمیره


فقط ووجین هست که میگه هر حرفی داری بعد از عمل بهم بزن

اندریا اخرین مراسم ها رو هم اجرا میکنه و اونا دعا میکنه که بعد از اون خدا یه مادمازل باربی خوشکل تر نصیب اونا کنه(احتمالا اندریا تو دلش امین گفته)

اندریا سخت اشک میریزه


موقع عمل اونا و اندریا با هم گریه میکنند....بعد همه چی سفید میشه!

دوسال بعد....

اندریا توی یه همایش انسان دوستی سخنرانی میکنه و ازش به شدت استقبال میشه و یه چند تا هدیه مدیه هم بهش میدن دلش خوش بشه


دکتر ییم و یوری هم که واسه سخنرانی اش اومدن ، احوال ووجین رو از اون میپرسن


اندریا میگه همش این کشور اون کشوره

گفته الانم میخواد بره یه ممکلت دیگه ،یوری میگه برو کلیسا یه سوپرایز اونجا واست هست

اندریا میره کلیسا ، یکی از دخترهای کلیسا واسش نامه عشق نوشته(جلوی کشیش و این حرفها)


اندریا میگه قبوله به شرطی که بیست سال واسه کلیسا کلفتی کنی دختره دمشو میذاره رو کولش و میره..

دو سه قدم اون ور تر اندریا سوپرایزشو میبنه


به یاد قدیما میرن حمام و تو سرو کله همدیگه میزنن و ووجین بهش میگه اسلکت ! اندریا جواب میده استخونی تو یه فکر به حال خودت بکن


قضیه که جدی میشه ووجین به اندریا میگه باید هر دو طوری زندگی کنیم که اونا بهمون افتخار کنه

موقع برگشت از حمام ، ووجین یه دسته گل خشک شده رو به اندریا میده ومیگه اینو واسه اونا از امریکای جنوبی اوردم ، بوش رفته ولی خب تو از طرف من براش ببر


اندریا بهش میگه بیا بریم پیشش اما ووجین میگه هنوز جراتشو ندارم!!(خودش میدونه چیکار کرده)

اندریا میره بالای سر اونا که دوساله بیهوشه


باهاش حرف میزنه و جریانات اون روز رو میگه:


واسش میگه که ووجین اومده و اینکه تا کی میخواد بیهوش باشه و اگه بهوش بیاد باید باز هم عاشق هم باشن


خلاصه انقدر حرف میزنه تا خوابش میبره

حالا نوبت اونا هست که از خواب بیدار بشه ....



پايان

        موضوع: خلاصه قسمت هاي نامه عشق     نويسنده: سپهر  

درباره كره اي كده
كره اي كده سعي مي كند به عنوان اولين وبلاگ رسمي در زمينه پخش سريال هاي متنوع و به روز كره اي و تا حد امكان با زيرنويس فارسي و بحث در مورد انها محيط مناسبي را براي شما دوستداران فرهنگ شيرين كره كه مناسبت زيادي با فرهنگ ايران دارد فراهم كند.
اميدوارم از حضور در كره اي كده لذت ببريد.

آخرين مطالب
» طرز تهيه كيمچي
» دانلود سريال مرد جاده با زيرنويس انگليسي
» لي يونگ ا كجاست؟
» همه چيز درباره سريال تو كي هستي؟
» پشت صحنه هاي تو زيبايي
» رقص در آسمان
» تو زيبايي حكايت دلدادگي و عشق ورزي
» تصاوير فيلم رابيت و ليزارد با بازي جانگ هيوك
» دانلود تيتراژ ملكه سوندوك
»

آرشيو
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386

لینکستان


آرشیو لینکهای روزانه

عضويت در كره اي كده





Powered by WebGozar

بخش ویژه

designed by: parstheme.com , all rights reserved

<-blogid->

سپهر

<-blogid->

http://emperorofthesea.blogfa.com

كره اي كده

كره اي كده

كره اي كده

كره اي كده سعي مي كند به عنوان اولين وبلاگ رسمي در زمينه پخش سريال هاي متنوع و به روز كره اي و تا حد امكان با زيرنويس فارسي و بحث در مورد انها محيط مناسبي را براي شما دوستداران فرهنگ شيرين كره كه مناسبت زيادي با فرهنگ ايران دارد فراهم كند.
اميدوارم از حضور در كره اي كده لذت ببريد.
...:::به اولين وبلاگ فارسي زبان در مورد فيلم و سريال كره اي خوش آمديد:::...

كره اي كده

قالب پرشین وبلاگ

قالب بلاگفا

قالب وبلاگ

free template blog