|
دوستان سلام بلاخره متشكرم را تموم كرديم و يه خاطره ي خوشگل از عشقي ديگر برامون موند. به درخواست عده اي از دوستان گلم تعريف داستان 3 پدر و 1 مادر را شروع مي كنيم فقط بايد شماها دعا كنيد كه من زنده بمونم و براتون تا آخرين قسمت تعريف كنم. داستان جالب و متفاوت اين سريال زيبا واقعا آدم را از خنده روده بر مي كنه توصيه ما طبق معمول ديدن نسخه ي اصليه ولي خب براي دوستاني كه امكان تهيه نسخه ي اصلي را ندارند ما در خدمتشون هستيم.
داستان از اونجا شروع مي شه كه سونگ مين و نايونگ يك سال از ازدواجشون مي گذره ولي هنوز بچه دار نشدند و نايونگ كه خانومه باشه خيلي دلش بچه مي خواد به هر دري هم مي زنن فايده نداره. از طرفي سونگ مين 3 تا دوست داره كه اينا كار هر روزشون اومدن به خونه ي اين زوج جوان و تلپ شدن اونجاست. اين دختره ي بد بخت هم كارش شده پختن و شستن و جلوي اينا گذاشتن برا خوردن...

ولي با حالي كه هميشه تلپ هستند سالگرد ازدواج سونگ و نايونگ را يادشون نرفته و براشون هديه خريدند و چون سال اوله 1 گل هم بهشون هديه مي دن و به اونا مي گن ايشالا سال بعد كه 2 ساله شدين 2 تا گل مي خريم.

اين دو تا هم خر كيف مي شن و وقتي اون 3 كله پوك مي رن مي رن با هم مي شينن حرف زدن كه واي چرا ما بچه نداريم و ....

و از اينكه يك ساله با هم زندگي مي كنن خيلي خوشحالن

نايونگ هر جا كه مي ره تا يه بچه مي بينه زودي گل از گلش مي شكفه و مي شينه با بچهه بازي كردن

حالا 2 سال از اون ماجرا مي گذره و هنوز اين دو تا بچه ندارن درست در شب سالگرد ازدواج سومين سال هستند كه جنگ و دعوا شروع مي شه كه آي ايه الناس من بچه مي خوام شوهرم نمي تونه برام بچه درست كنه و....

3 كله پوك هم كه با ذوق و شوق هديه خريدن تا به اين دو تا تبريك بگن وقتي وارد مي شن مي بينن كه اوضاع خيلي قاراشميشه و انگار امشب بوي دعوا مي ياد.

زن و مرده هم مي رن تو اتاق با هم حرف بزنن البته زنه قهر كرده رفته تو اتاق مرده هم اومده ناز كشي كه جلو دوستام خوب نيست بيا بيرون نا سلامتي امشب بايد خوش باشيم و...

ولي زنه كفرش در مي ياد و داد و بيداد راه مي ندازه كه اين دوستاي تو مگه به ما كمك كردن كه ما از اين وضع نجات پيدا كنيم؟؟؟(خيلي از جملات را به خاطر ادب وبلاگي بايد جور ديگه بگم )

3 كله پوك براي اينكه دل زنه را به دست بيارن مي يان لباس هاشو مي شورن و كارهاي خونه انجام مي دن و به سونگ مين مي گن ما داريم مي ريم خونمون كه اون مي گه بياين با هم به يه كافه بريم.

آقا 3 كله پوك باتفاق سونگ مين مي يان كافه و حسابي مشروب مي خورن تا خرخره تا اينكه مست مست مي شن و سونگ مين هم مي گه كه عيب از منه كه بچه ام نمي شه اونا هم مي گن بهتره از روش اهداي اسپرم استفاده كني (البته بيشتر براي شوخي مي گن) و خلاصه شب را در الواطي سر مي كنن ولي سونگ مين مي بينه كه بد روشي هم نيست و در حالت مستي از اونا تعهد مي گيره كه اسپرمشون را اهدا كنن

دختره هم ناراحته كه چرا داد و بيداد كرده و اون 3 تا رفتند (تو مايه هاي اينكه مي گن دلش پاكه ولي زبونش بده!!! زود عصبي مي شه زود هم فروكش مي كنه

اينا را هم كه خودتون مشاهده كنين بهتره مست مست

اينجا هم داره ازشون مي خواد كه اسپرمشون را اهدا كنن

فردا صبح وقتي 3 كله پوك مستي ازسرشون مي پره تازه مي فهمن چه خاكي بر سرشون شده و تو مستي به دوستشون گفتند كه ما بهت اسپرم مي ديم

مي خوان حاشا كنن كه سونگ مي نمي گه شماها به من توافق نامه دادين و نمي تونين زيرش بزنين

يكي از اين سه كله پوك پليسه كه يه روز تو اتوبوس يه بچه مي بينه كه داره دزدي مي كنه مي خواد دستگيرش كنه كه فرار مي كنه مي زاره دنبالش تا اينكه مي گيرتش از اون مي پرسه تو پدر مادر نداري؟؟؟ پسره مي گه چرا دارم ميگه كجان؟ پسره هم مي گه تو باباي مني و محكم كله پوك را بغل مي كنه و داد مي زنه مردم اين باباي منه اين اسپرمشو اهدا كرده و من درست شدم!!!!! بازار گرمي كارگردان را مي بيني؟؟؟ 
اون يكي كله پوك بازيگره يه روز سر صحنه مي بينه كلي بچه ريختند دور و برش و مدام مي گن بابا بابا كه زنا مي گن اونا نتيجه ي اهداي اسپرم هستند. بيشتر هدف كارگردان از اين صحنه ها نمايش فكرهاي غلط اين سه تا هستش 
از طرفي نايونگ از طرف همسايه يه شرت جادويي هديه گرفته بود كه بده شوهرش بپوشه تا بتونه باردار بشه كه حالا اونو گم كرده 
مي ياد از سه كله پوك مي پرسه كه اونا مي گن نه ما نديديم 
ولي تا مي خواد برهمي بينه پاي يكي از همين 3 تاست 
اين 3 تا هم اومدن تا جلسه ي نهايي را بزارن و اوكي كنن كه برن دكتر براي اهداي اسپرم 
از امروز ديگه مرتب به خودشون مي رسن و مي خوان مثلا از اسپرمي كه ميدن يه بچه ي درست و حسابي درست بشه. كله پوك اولي به مامانش زنگ مي زنه و مي پرسه براي مردي كه مي خواد بچه درست كنه چي خوبه؟؟؟(حال مي كنين با ماماناشون چه راحتن) مامانه هم مي گه خورشت سگ !!!!!!!!!!!! (غدا را داشته باشين!!!!) 
ديگه جونم براتون بگه سيگار و مشروب و هر چيز بدي را ترك مي كنن تا بچه هه ادم حسابي در بياد 
اين صحنه را داشته باشين (اگه از نسخه اصلي ببينيد تا 2 روز مي خندين) يكي از كله پوك ها يه لم داده رو مبل و شلوار هم نپوشيده كه اون يكي بهش گير مي ده كه چرا شلوار نمي پوشي؟ مي گه مي خوام دماي بدنم بياد پايين كه به بچه اسيبي نرسه!!!!! 
و مي ره در يخچال را باز مي كنه كه مثلا دماي بدنش بياد پايين!!!! به اونم مي گه تو هم شلوارت را در بيار كه دماي تو هم بياد پايين 
اون يكي كله پوك وقتي وارد خونه مي شه مي بينه اين داره شلوارش را در مي ياره بهش مي گه چي كار مي كني؟؟؟ مي گه زود باش تو هم شلوارت را در بيار 
اونم نمي پرسه و فقط شلوارش را در مي ياره 
چيزهاي مقوي مي خورن تا بچه هه اوكي باشه 
آقا ديگه هر كاري كه اينا بايد مي كنن تا اين نطفه هه عالي از آب در بياد مثلا صبح ها مي رن وزرش 

حالا هم روز موعوده و در مطب دكتر براي اون كار جمع شدند 
زنه همون موقع كه اينا رفتن براي اهداي اسپرم در خواب مي بينه كه روي يه درخت سيب خيلي خشگله و مي خواد از اون بالا يه سيب براي شوهرش پرت كنه كه 
سرو كله اون 3 كله پوك پيدا مي شه و سيب را از دست شوهره ميقاپن 
از خواب مي پره و براي خوابي كه ديده تعجب مي كنه 
اينا هم ديگه اسپرم ها را دادن و هر خاكي قراره سرشون بياد ديگه مي ياد حالا هم مي خوان برن چيزي بخورن(اخه خيلي خسته شدن!!!) 
حالا سونگ مين مونده و 3 تا قوطي اسپرم و داره تصميم مي گيره كه چي كار كنه و آيا به زنش بگه يا نه؟ و تصميم مي گيره تا مردن هم اينو به عنوان راز نگه داره و به زنش نگه 
اين 3 تا زنگ مي زنن به پسره كه اين كار را نكن اونم مي گه ديگه شماها كارتون را كردين و من هم بايد اين كار را بكنم و راهي نيست 
اين دو تا هم يه مراسم معنوي بر پا مي كنن و دعاهاي بچه دار شدن مي كنن 
از اونجايي كه اين سريال توسط يه نوزاد در رحم تعريف مي شه از اين لحظه به بعد اون دوباره مي ياد و مي گه من در حال ساخته شدن هستم و منتظر بمونين كه در قسمت بعدي براتون ادامه سريال را تعريف كنم و تصاويري از عم لقاح نشون داده مي شه. 



اگه براتون جالب بود بگين تا ادامه بدم و الا كه ديگه ادامه ندم. خوش باشين سپهر
|