جومونگ مي ياد پيش سوسونو و جريان كوه نمك و صحبت هاي مادرش را
براي اون تعريف مي كنه وازش مي خواد كه يه سفر به اون شهراوكي كنه تا با هم برن و
از كنه و بنه اون ماجرا سر در بيارن و اگه خبري هست نمك خوبي به جيب بزنن. سوسونو
هم به بابايي و بر و بچ خبر مي ده اونا هم جلسه مي زارن تا در اين مورد تصيم بگيرن.
اين تسو خان مو فرفري هم حسابي تو كف حرف زدن جومونگه كه چطوري سرش بي كلاه مونده
و اونطوري باهاش حرف زده و همش داره خودشو مي خوره كه چرا اين داداش بي عقلش باعث
شد جومونگ اينطوري به تسو خفت بده. اين ور ماجرا سوسونو مي ياد به جومونگ خبر مي
ده كه بابايي اينا موافقت كردن برو ليف و سنگ پاتو بردا كه بايد عازم كوه نمك بشيم.
تسو سربازش را مي فرسته تا سوسونو را به دربار فرا بخونه ولي سوسونو با شهامت تموم
مي گه بهش بگو كه من خيلي كار دارم و نمي رسم بيام اگه كار داري تو بيا. يون تابال
هم اون دو سوگلي گروه را فرا مي خونه و مي گه خيلي بايد حواستون به سوسونو باشه
اوتائه مي گه من همراهش مي رم و مواظبشم ولي يوني جون مي گه نه عزيز دل برادر لازم
نكرده تو بري مي خوام يه سفر سخت را اداره كنه تا بفهمه كار تو تجارت خونه سخته
ولي به اون پسر يا دختر قشنگه كه من بهش مي گم خرگوش يون تابال خيلي سفارش سوسونو
را مي كنه و مي گه تو سفر حواشو داشته باش.
جومونگ هم افرادشو جمع مي كنه و مي گه ما سفري به همون شهر كذايي
در پيش داريم خودتونو آماده كنين تا ايشالا اگه خدا هم كمكون كنه مشت محكمي بر دهن
استكبار نه ببخشين بر دهن تسو اينا بزنيم!!!!!
وقتي كه اون سربازه مي ياد پيش تسو و مي گه اون حاضر نشد بياد شما
را ببينه خيلي عصباني مي شه ولي به روي خودش نمي ياره و مي خنده و مي گه عجب دختر
شروريه همين كاراشه منو كشته !!! تو گروه يون تابال اينا هم همه چيز آماده شده و
همه گروه اماده ي حركت هستند. سوسونو يه ديداري با سايونگ مي كنه و سايونگ نصيحت
هاي زيادي بهش مي كنه و بهش مي گه اگه مي خواي با جومونگ همرها بشي برات مشكل ساز
مي شه در آينده ايا مي خواي هنوز هر دو شازده را داشته باشي؟؟؟ اونم مي گه نه من
جومونگ را انتخاب مي كنم . جومونگ به قصر مي ياد تا با مادرش خداحافظي كنه كه مي
بينه يه اتفاقاتي دداره اون پشت مشت ها تو تاريكي ها مي افته خوب كه نيگا مي كنه
مي بينه همون نگهبان زندانه...... بقيه اش را تو سانسوريها مي گم.....
جومونگ مي ياد پيش مادرش و جريان سفر را مي گه اونم بهش يه حلقه مي
ده و مي گه اينو بده به همسر اينده ات و با هم خداحافظي مي كنن و جومونگ مي ره
موپال مو و با هم يه آبي !!!! تو رگ مي زنن و جريان سفر را با هم اوكي مي كنن و
موپال مو هم بهش مي گه من يه شمشير ساختم كه مثل مال هان هستش ولي نمي دونيم چطوري
ساخته شده و مخفيانه مي بره اونو بهش نشون مي ده .يو مي يول نوچه اش را مي فرسته
دنبال بانو يوها اونم مي ره سر مي زنه مي ياد مي گه اون با شاه ملاقات داره و نمي
تونه بياد كه خودش پا مي شه م ره در اتاق شاه و بانو را صدا مي زنه وقتي اون نمي
ياد بيرون خودش مي ره تو و مي گه عاليجناب كمان دالمو شكسته و جومونگ بر خلاف اون
صحبني كه كرده و گفته كه من نتونستم به كوهستان شيجو برم ولي در اصل تونسته بره و
كمان را اون شكستهكه شاه عكس العمل بدي
نشون نمي ده و مي گه بايد بررسي كنيم. كاهن هم
وقتي مي بينه جريان اينطوريه همه كاهنان
را جمع مي كنه و مي گه آينده كشور در خطره و مل بايد مراسم ويژه برگزار كنيم ( اين
مراسم وقتي كه خيلي اوضاع قاراشميشه و اتفاق بدي در شرف رخ دادنه برگزار مي شه و از زمان به تخت نشستن شاه قبلي
تا حالا هم برگزار نشده ) مراسم بر گزار
مي شه و همه اهالي قصر يه شوري تو دلشون مي افته كه چرا كاهنان دارن مراسم ويژه بر
گزار مي كنن و دعا مي كنن كه مردم نفهمن و الا شهزر مي ريزه به هم. تسو وقتي مي
بينه اوضاع قاراشميشه اين داداش كله خرش را احضار مي كنه و مي فهمه كه اون همه
ماجراي نكشيدن كمان و.... را تعريف كرده
و يه آبروي ديگه هم ازش بردهدوون دوون مي
ياد خونه ي تون تابال اينا تا لا اقل فكر داغونش را با ديدن سوسونو ترميم كنه كه
باباش مي گه اون رفته سفر و تسو داغون مي شه ... سفر شروع شه و يه روزه كه كاروان
سوسونو تو راهن و به يه مكاني كه مي رسنچادر
مي زنن تا شب را اون جا بمونن در طول شب سوسونو و جومونگ با هم يه گپ مي زنن و از
قديم نديم ها برا هم مي گن و خلاصه دل مي گن و قلوه پس مي گيرن كه سايونگ و او
باباي اوتائه اونا را مي بينن و مي گن انگار اينا مي خوان عاشق هم بشن .... سرتونو
درد نيارم روز بعد مي رسن به يه شهريكه
از اتفاق تو اون شهر همون راهزنه كه تو قسمت هاي اول مي خواست شمشيرهاي سوسونو
اينا را بخره و بعد هم بكشتشون اونجا هستش و چون اين بابا از سوسونو كينه به دل
داره افرادش را بسيج مي كنه تا اين دختر را دستگير كنن و بيارن پيشش اين افراد هم
مي ريزن شبانه تو هتل سوسون اينا تا اونو ببرن كه جومونگ بيدار مي شه و مي ياد به
ياري سوسونو ولي به نظر شما چيي مي شه؟؟؟؟؟؟
موضوع: خلاصه قسمت های سریال جومونگ
نويسنده: سپهر
درباره كره اي كده
كره اي كده سعي مي كند به عنوان اولين وبلاگ رسمي در زمينه پخش سريال هاي متنوع و به روز كره اي و تا حد امكان با زيرنويس فارسي و بحث در مورد انها محيط مناسبي را براي شما دوستداران فرهنگ شيرين كره كه مناسبت زيادي با فرهنگ ايران دارد فراهم كند. اميدوارم از حضور در كره اي كده لذت ببريد.
كره اي كده سعي مي كند به عنوان اولين وبلاگ رسمي در زمينه پخش سريال هاي متنوع و به روز كره اي و تا حد امكان با زيرنويس فارسي و بحث در مورد انها محيط مناسبي را براي شما دوستداران فرهنگ شيرين كره كه مناسبت زيادي با فرهنگ ايران دارد فراهم كند. اميدوارم از حضور در كره اي كده لذت ببريد. ...:::به اولين وبلاگ فارسي زبان در مورد فيلم و سريال كره اي خوش آمديد:::...